تبلیغات
پرگـــــــار
 
پرگـــــــار
موفقیت در انتهای راه نیست بلکه در ادامه ی راه است

در صفحه ی یکی از دوستان بحثی بود مبنی بر فتوای محقق کابلی در مورد حکم روزه و دستورات دینی برای کسانیکه در قطب شمال زندگی میکنند، و حضرت فرموده اند: « کسانیکه درقطب زندگی میکنند باید دستورات دینی خود از جمله روزه را بر طبق اُفُق عربستان سعودی تنظیم بکنند » 
و منم نظرم قرار ذیل بود

بازل: رضا مثقالی بازیگر اصلی در فیلم مارمولک که با لباس آخند از زندان فرار میکند و بعدا بجای یک آخند دیگر اشتباهی به مسجدی معرفی میشود؛ پاسخ این نوع پرسشها را بخوبی میدهد نیازی نیست که به توضیح المسائل آقای محقق کابلی و امثالش که هنوز فکر میکنند زمین هموار است مراجعه کنیم. 
ایشان در جواب سوالی که در مورد تکالیف دینی مسلمانها در قطب شمال از ایشان مطرح میشود، میگوید: یک مسلمان نباید به قطب شمال برود!!!، چون ما مسلمانان گرمایی هستیم و قطب سرد است با طبیعت ما نمی سازد. شاید منجر به بروز مشکلات و دردسرهای دیگر برای ما شود.
دقیقا همینطور است.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
نکاتی در ارتباط به نقد، و احترام به عقاید دیگران. مرز احترام به عقاید دیگران تا کجا می رود؟ آیا کلا نقد به معنای بی احترامی است ؟

بارها شنیده ایم که گروهی با توسل به عبارت احترام به عقاید دیگران راه نقد را بسته اند و مجبورمان کرده اند تا به درد پر درد خود سانسوری گرفتار شویم. چند سوال اینجا مطرح می شود :



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 21 مهر 1392 :: نویسنده : بازل نیکوبین

تاریخ تنها یک گذشته نیست بلکه سنگ بنا و مواد خام برای برجسته ساختن آینده نیز هست.

پژوهش، کنجکاوی و کسب آگاهی از تاریخِ خویش به هیچ عنوان به معنای نفی تاریخی دیگری نیست، وجود امروزی هر جامعه بیانگر تاریخ دیروزیست، هیچ جامعه ی در این جهان نیست که تاریخ نداشته باشد. اما تاریخ سازها همواره متفاوت بوده اند و کسی تاریخ غم انگیز و سرافگندگی ساخته اند وکسی افتخار.

تاریخ یک قصه ی ساده نیست که بتوان آنرا برای خواباندن نسل جدید در دل تاریکیهای پر اضطراب استفاده کرد. بلکه تاریخ وسیله ی بیداریست، بیداریی نسلی که کرخت متولد می شوند و در برابر تاریخ و سرنوشت خویش حساس نیستند

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :

اشرف غنی احمدزی، از مطرح ترین چهره های تکنوکرات در بازار انتخاباتی افغانستان، تا کنون یکی از موفق ترین بازیگرهای این میدان به حساب میاید.

آقای غنی در انتخاب همبازیهایش از دقت و مهارت بالای کار گرفته است

انتخاب جنرال " پادشاه ساز" و انباردار رأی به عنوان معاون نخست، و انتخاب سرور دانش فرد دیگری نسبتا تکنوکرات اما منفعل به عنوان معاون دوم کاریست به شدت دقیق و حساب شده.

با آنیکه که تاجیکها در ادبیات سیاسی کشور به عنوان دومین قوم بزرگ از نگاه نفوس به حساب میایند اما در محاسبات آقای غنی جایی نیافتند. زیرا اگر جای یکی ازاین دو نفر بویژه معاونت اول را بر اساس سنت به ارث مانده ی کرزی به تاجیکها میداد، شانس برنده شدن آقای غنی به پائین ترین سطح سقوط میکرد. چون تاجیک ها به چندین دسته و گروه تقسیم شده اند که از دست هیچ یک از این گروه ها به تنهایی کاری ساخته نیست



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :

شاید جواب این سوال من در نزد شما باشد!

اینروزها ازداغترین لحظات در بازار انتخاباتی نروژ است، شمارش معکوس شروع شده، رؤسای احزاب درهیجان اند. کمتر از صد ساعت دیگر معلوم خواهد شد که ناخدای کشتی نروژ در اقیانوس سرنوشت چه کسی خواهد شد.

قدرت واقعی اما در نزد مردم است، مردم به عنوان موتور اصلی، کشتی حامل نروژیها را در آن سطح موّاج به حرکت خواهد آورد. ناخدای پیر و کارکشته باید ماهرانه این کشتی را در گذر از لابلای سنگ و صخره ها درست هدایت کرده و به ساحل مقصود برساند.

احزاب هر آنچه در چانته داشتند، از طرق گوناگون به خرج دادند تا دلی از رأی دهنده گان بربایند، از مناظره های داغ تلویزیونی تا تقدیم یک شاخه گل روز به درب منزل.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :

اینروزها رسانه های جمعی و سایتهای اجتماعی پر است از عکسها و گزارشهای که از صف بندی های سیاسی میان احزاب و اشخاص برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان حکایت دارد.

ائتلافهای بزرگی جهت معرفی نامزد واحد پا به عرصه ی وجود گذاشته اند، رایزنی ها در جریان است. نبرد میان این ائتلافها از همین الان آغاز شده است، رقباء با تمام حواس حرکات و نقطه ضعفهای همدیگر را زیر زرّه بین دارند تا در صورت ارتکاب کوچکترین خطا حریف را شکست داده و از صحنه خارخ کند.

 

ظاهر قضیه تا اینجا خوب و تا حدودی با ارزشهای دموکراسی سازگار است؛ با این وجود اما پرسشهای فراوانی وجود دارد که مایه ی نگرانی هستند و هنوز تحلیلگران امور و آگاهان سیاسی ( در محدوده ی اطلاعات شخصی من ) ابراز نظری در این موارد نکرده اند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :

مصر باستان آن مهد تمدن و دانش، اِمروز از خونریزی شدید احساس ضعف و ورشکستگی میکند.

معترضین که بیشتر حامیان پریزیدنت برکنارشده محمد مرسی ( اخوانی) هستند و در واکنش به برکناری وی از مسند قدرت توسط ارتش اعتراض دارند.  آنها خواهان برگرداندن آقای مرسی دوباره به قدرت می باشند. استفاده از خشونت ازهرنوع اش که باشد برای سرکوب معترضین یک عمل غیر انسانی، مغایر با ارزشهای دموکراسی و حقوق بشر است و شدیدا محکوم است.

در این روزها تصاویر دلخراشی از اجساد کشته شدگان حوادث مصر در رسانه های اجتماعی رد و بدل میشوند. دیدن این تصاور وجدان هر انسانِ انساندوست را می آزارد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
شنبه 2 شهریور 1392 :: نویسنده : بازل نیکوبین

مدتی بود زندگی زیبای داشتم همه چیز بر وفق مراد پیش میرفت، زندگی با چهره ی مهربانش همیشه به من تبسم میکرد. شبها وقتی اهل آبادی در خواب بودند ماه بالای سر آبادی میتابید و با نور خیرگونش آرامش خاص به آن کوچه های خسته از ازدحام روزانه می بخشید. من و مهتاب تا صبحدم قصه میگفتیم و مواظب اهل آبادی بودیم.

روزها خورشید خدا از لابلای ابرهای سفیدِ تکه تکه با پس زمینه ی آبی که همرنگ چشمان دختر همسایه بود بر من می تابید. تپه ی کوچک و بی سنگی که در نزدیکی خانه ی ما قرار داشت، بیشترین قسمت از سال را میزبان  سبزه ها و گل بوته های فروان و آغوش گرم برای شاه پَرَک های مسافربود

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
شنبه 2 شهریور 1392 :: نویسنده : بازل نیکوبین

 میگویند : مرغ تا زمانیکه سر بر تنش هست، چندان قیمتی ندارد. به محضِ اینکه گردنش را زدند و پر و بال اش را بریدند قیمت اش بالا میرود و خریداران زیاد پیدا میکند


این گفته در مورد انسانها هم مطلقا صدق میکند. تا وقتی کسی زنده یا به قولا " سر برتنش " هست کسی اصلا بها نمیدهد. اما وقتی آن کس نیست و نابود شد؛ روندقهرمانیزه شدنش هم آغاز میشود و بعد از مدت کوتاهی تبدیل به یک قهرمان افسانه یی میشود


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :

ما با شماییم

به شما دانشجویان معترض آگاه در کابل

شمای که فانوس عدالت خواهی و برابری جویی را در تاریکترین نقطه ی از فضای تبعیض و نابرابری در دست گرفته اید تا آنهای که در دل تاریکی خود ساخته حرکت میکنند را هدایت کنید. و با درخشش این فانوسِ آگاهی که شما برافروخته اید، راه را از چاه بازشناسانید. تا آنها را از سقوط مرگبار در قعر چاه نابودی نجات بدهید.

آنهای که چشم شان را از نور حقیقت بسته اند صرف برای خودشان شب میسازند، اما فریاد و نور حقیقت با نیروی آگاهی از سیمانی ترین حفاظها نفوذ کرد و کرترین گوشها را شِنواند.

در آن جنگکده ی ویران که گوشها صرف با صدای توپ و انفجار و چشمها با دود باروت عادت دارند. در آن فضای مغشوش و مضطرب که هیچ زبانی به جز زبان تفنگ و دهشت و هیچ کلمه ی جز کشتن مفهوم نیست شما با زبان سکوت حفاظهای آهنین و سیمانی را درهم شکستید، و گلوله های تفنگ را در قعرخشابهای سرشار از نفرتش ناکارکردید

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 19 فروردین 1392 :: نویسنده : بازل نیکوبین

 

به زمان خود رجوع کن

درهیاهوی خروشِ یک توفان خونین

برای یک نبرد سنگین آماده شو

شاید تو در واهمه و ترس

اما رُک و راست بپرسی:

با چه بجنگم،

با چه سلاحی؟ 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :

خروج نیروهای خارجی به گمان برخی از تحلیلگران غربی مبتنی بر این فرضیه است؛ آنچه که طالبان و گروه های مسلح مخالف دولت همواره تأکید ورزیده اند خروج نیروهای خارجی از افغانستان بوده است و در عین حال نفوذ رو به رشد گروه تندرو طالبان و بقیه اسلامیست ها در افغانستان بر این باور نیرو میبخشد که جامعه ی افغانستان هنوز از ساختار و استعداد سنتی برخوردار است. دموکراسی به شکل غربی، حقوق شهروندی، تساوی حقوق میان زن و مرد و جامعه ی مدنی بر قابلیت این جامعه سنگینی میکند. به همین سبب بهترین گزینه برای برون رفت از این بحران را خروج نیروهای مسلح خارجی از افغانستان میدانند. زیرا در یک جامعه ی با چنین خصیصه ها وجود نیروهای خارجی به منظور مبارزه با دهشت افکنی و بنیاد گرایی مذهبی و ترویج دموکراسی نتیجه ی معکوس خواهد داشت همانگونه که حضور نیروهای شوروی در دهه ی هفتاد سبب رشد بنیاد گرایی مذهبی در منطقه شد.

آمریکا نیز بخاطر ترس از بدتر شدن اوضاع و تکرار تجربه ی تلخ شوروی ها پروسه ی خروج نیروهای خارجی را سرعت بیشتر میبخشد تا فعالیتهای نظامی اش را از سطح کشوری به قرارگاه های نظامی اش که از دولت افغانستان امضا گرفته محدود کند و به کارهای مهم تر بپردازد

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
گیرم که حساب سادات را تسویه کردیم ، هزاره بودن و نبودن شان ثابت شد و دیگر نه دست شان را بوسیدیم و نه خر پیر از کار افتاده و مبتلا به هزار نوع مرض روماتیسم و افسردگی را به عنوان خمس و سهم سادات دادیم. آیا در آن صورت مشکل هزاره ها حل شده ؟ آیا رسالت و مسئولیت ما فقط نق زدن و گلایه کردن از این و آن و متهم کردن دیگران به هزاره ستیزی و فاشیستی است ؟ آیا ما تا کنون کوچکترین تأملی بر سهم خود ما در هزاره ستیزی دیگران کرده ایم، یا اصلا فکر کرده ایم که خود ما هزاره ستیز تر از دیگرانیم، و در روند انزوای هزاره ها سهم خود ما بیشتر از دیگران است ؟ بگذارید برای رفع سوء تفاهم در یک جمله تصریح کنم؛ هر آنچه که صفت بدی و زشتی دارد و آنچه که در تقابل به اصول انسانیت و اصول حقوق بشر است در افغانستان به وفور اتفاق افتاده ، وجود داشته و دارد و انکار ش خیانت محض است. اما منظور من در این نوشته پرداختن به جنایتها نیست.
 چون نوشته ها و کتابهای فراوان در این خصوص به نشر رسیده و همه خوب میدانیم و تجربه کرده ایم. بلکه منظور من از رویکرد هزاره ها با این مسائل است، آیا برخورد ما مسئولانه و سیاستمدارانه بوده ؟


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : بازل نیکوبین

راه پرپیچ و خم زندگی را یکسره و مدام باید رفت و خیال انجامش نیز کودکانه است؛ زیرا انجامش ناپیداست و از گزندهایش نیز خبری در دست نیست. در این بازار مزدحم اما بدون هیچ همسفری این راه را باید به تنهایی پیمود و کوله باری از غصه های زندگی را به تنهایی بدوش کشید. چون انسانها اصولا موجودات تنهای هستند که در این وادی معلق تنها و بدون هیچگونه مراقبتی بحال خودشان رها گشته اند

وقتی سراسیمه درب دفتر انجنیر امیری را باز کردم، امیری عکسها و گزارشات کاری اش را در صفحه ی لپتاپش مرور میکند، جنرال تیری، مایک و چند نفر دیگر از سربازان ارتش دریایی بریتانیا مستقر در هلمند نیز در قسمت پشت سر، دست به بغل استاده اند، همه به صفحه ی کامپیوتر خیره شده اند بدون اینکه حرفی بزنند ، سکوت آمیخته با وهم و اضطراب همه ی اوتاق را فرا گرفته بود، کسی حرف نمیزند ، هیچ لامپی در اتاق روشن نیست نوری از لابلای محافظ پنجره به داخل نفوذ کرده بود که به کمک آن میتوان چهره های گرفته و نگران سربازان بریتانیایی و موهای پراز خاک انجنیر امیری را دید، که با تمام حواس  در حالیکه سرش را به دست راستش تکیه داده بود

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 15 مرداد 1391 :: نویسنده : بازل نیکوبین
در این سیاه "نوشته" میخواهم برای اسم فاعل، بجای خود اسمِ احمد، محمود، هزاره، افغان و غیره از ضمیرش، یعنی " ما " استفاده کنم، چون میتواند بخوبی بهترین گزینه ی دربرگیرنده و همه شمول برای شرح حال کسانی باشد که دارای تاریخ و سرنوشت مشترک هستند. مراد از اشتراک در این بحث لزوما بُعد ژنیتیکی کلمه نیست. چون مطمئنا هستند کسانی از همتباران ما که از لحاظ ساختار ژنیتیکی کاملا مشابه " ما " هستند اما از نظر طبقاتی، مربوط به یک طبقه ی دیگری از جامعه هستند، گذشته و سرنوشت شان نیز تشابه چندانی با آنچه  " ما " کشیده و چشیده ایم ندارد. ممکن است این کسان از سر کنجکاوی و شوق با کمک رسانه ها و اشتراک در " سیمینارهای علمی پژوهشی " توانسته باشند قصه ی سوگناک زندگی ما را خوانده و شنیده باشند، اما بقول معروف: شنیدن کی بود مانند دیدن. درد ارثیِ که ما نسل به نسل کشیدیم دردی نیست که بتوان آنرا در قالب یک قصه گنجاند و طوطی وار قرائتش کرد!

و برعکس کسانی دیگری نیز هستند که از نگاه ژنیتیکی و تباری باما مشترکاتی ندارند، اما گذشته و تاریخ محنت بارِ مشابهی بامادارند و حتا بی پناهتر و بی زبانتر از مایند که در بیشتر موارد قادر نیستند گوشه ی از درد و رنج شانرا بصورت واژه ها قالب بندی کنند و چیغ بزنند تا عرش ساکت و بی احساس را به واکنش وادارند و امواج صدای شان در زمین نیز از میان این همه غوغاها به گوشهای سراید کند که هرگز ازین صداها نشنیده اند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بازل نیکوبین
نویسندگان

جستجو


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :