تبلیغات
پرگـــــــار - نفوذ اخوانیزم و سلفیزم در افغانستان
 
پرگـــــــار
موفقیت در انتهای راه نیست بلکه در ادامه ی راه است

مصر باستان آن مهد تمدن و دانش، اِمروز از خونریزی شدید احساس ضعف و ورشکستگی میکند.

معترضین که بیشتر حامیان پریزیدنت برکنارشده محمد مرسی ( اخوانی) هستند و در واکنش به برکناری وی از مسند قدرت توسط ارتش اعتراض دارند.  آنها خواهان برگرداندن آقای مرسی دوباره به قدرت می باشند. استفاده از خشونت ازهرنوع اش که باشد برای سرکوب معترضین یک عمل غیر انسانی، مغایر با ارزشهای دموکراسی و حقوق بشر است و شدیدا محکوم است.

در این روزها تصاویر دلخراشی از اجساد کشته شدگان حوادث مصر در رسانه های اجتماعی رد و بدل میشوند. دیدن این تصاور وجدان هر انسانِ انساندوست را می آزارد.

 

در این میان شاهد واکنش نشان دادن هموطنان افغان ما در برخی از سایتهای اجتماعی هستیم که با انتشار تصاویر کشته شدگان متن های زیبا و با احساس در حمایت از قربانیان حوادث مصرمی نویسند، از فقدان عدالت در این کشور در رنج و منزجر از استبداد ارتشی که برخی آنها را " عناصر اسرائیل و غرب " خوانده اند هستند. این هموطنان انساندوست ما در نوشته های خود خواهان سریع برقراری عدالت و به دادگاه کشاندن عاملین این حوادث شده اند.

مردم افغانستان به عنوان یکی از دیرینه ترین قربانیان استبداد و بی عدالتی در تاریخ جهان مستحق تر و موظف تر از هر ملتی دیگریست که در چنین مواقعی در حمایت از عدالت و انزجار ظلم و استبداد واکنش نشان بدهند. چنین برخوردها از طرف یک ملت زنده بودن و آگاهی آن ملت را متبلور میسازد که برای هموطنان عزیزم تبریک میگویم.

اما آنچه کمی  مرا به تأمل وا میدارد برخورد دوگانه ی این هموطنان با حوادثِ مشابه است.

 در کشور سوریه بیش از یکسال است که میان دولت اسد و شورشیان جنگ ادامه دارد. در این زد و خوردها هزاران نفر زن وکودک و انسانهای بیگناه کشته شده اند، حتا در این اواخر رسانه ها حکایت از استفاده ی سلاحهای شمیایی در این جنگ تمام عیار دارد. چندی قبل، کشورهای تونیس، لیبی و ایران هم به حمام خون معترضین و آدمهای بیگناه تبدیل شده بود.

اما این هموطنان " انساندوست " که امروز در حمایت از معترضین (اخوانی) دست به قلم بردند در برابر اتفاقاتی که در کشورهای مذکور به وقوع پیوست کوچک ترین واکنشی نشان ندادند.

حتی در کشور خود ما افغانستان بویژه در مناطق جنوبی،  تقریبا بطور روزانه شاهد کشتار زنان، اطفال، مردم بی گناه و سربازان افغانستان توسط انتحاری ها و گروه های " شورشی " هستیم، با کمال اطمینان میتوان ادعا کرد که نود و نه درصد این قربانی ها انسانها بی گناهی هستند که در هیچ زد و بند سیاسی در هیچ معامله های بزرگ چند میلیون دالری نقشی نداشته اند، حتا معترض هم نبوده اند. فقط آدمهای ساده و به قول معروف غریبکار بوده اند که برای پیدا کردن یک لقمه نان برای عیال شان به بازار رفته اند و طعمه ی باروت انتحاری شده اند.

در سالهای اخیر در کویته ی پاکستان شاهد قتل عام سیستماتیک یک قوم صرف بخاطر متفاوت بودن شان بوده ایم، بارها در حمایت ازین قربانی ها راهپیمایی ها در سراسر جهان انجام شده و عکسهای قربانیهای حوادث کویته با تمام دلخراش بودن شان مثل عکسهای قربانیهای حوادث مصر در همین رسانه های اجتماعی انتشار یافته اند.

اما هموطنانی که امروز در حمایت از مصریها واکنش نشان میدهند در برابر حوادث یاد شده کاملا خاموش بوده اند و از کنارآن با بی اعتنایی تمام گذشته اند بدون اینکه کوچکترین واکنشی نشان بدهند.

آیا چنین دوگانگی رفتاری را چگونه میتوان تجزیه و تحلیل کرد که نه جنبه ی قومی به خود بگیرد، نه جنبه ی مذهبی و نه هم سوء ظنی که مبادا ( البته خدای نخواسته ) که این هموطنان از کشتارهای مردم بی گناه که در افغانستان و پاکستان اتفاق می افتد حمایت میکنند، بوجود بیاید





نوع مطلب :
برچسب ها :


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بازل نیکوبین
نویسندگان

جستجو


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :