تبلیغات
پرگـــــــار - صف آرائی ها انتخاباتی و سودای ریاست و معاونت بجای یک برنامه ی دقیق سیاسی!
 
پرگـــــــار
موفقیت در انتهای راه نیست بلکه در ادامه ی راه است

اینروزها رسانه های جمعی و سایتهای اجتماعی پر است از عکسها و گزارشهای که از صف بندی های سیاسی میان احزاب و اشخاص برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان حکایت دارد.

ائتلافهای بزرگی جهت معرفی نامزد واحد پا به عرصه ی وجود گذاشته اند، رایزنی ها در جریان است. نبرد میان این ائتلافها از همین الان آغاز شده است، رقباء با تمام حواس حرکات و نقطه ضعفهای همدیگر را زیر زرّه بین دارند تا در صورت ارتکاب کوچکترین خطا حریف را شکست داده و از صحنه خارخ کند.

 

ظاهر قضیه تا اینجا خوب و تا حدودی با ارزشهای دموکراسی سازگار است؛ با این وجود اما پرسشهای فراوانی وجود دارد که مایه ی نگرانی هستند و هنوز تحلیلگران امور و آگاهان سیاسی ( در محدوده ی اطلاعات شخصی من ) ابراز نظری در این موارد نکرده اند.

تا کنون همه گی بر پلان (A) متمرکز اند، مهره ها چیده شده اند، افراد  و پُستهای شان مشخص شده اند. در صورت پیروز شدن نامزد شان " برنامه ی سیاسی " دارند. بسیار خوب!

پرسشی که در اینجا مطرح است این است که اگر نامزد مورد نظر « برنده ی انتخابات » نشد در آنصورت پلان (B) ای ائتلاف چه خواهد بود ؟؟

اگر هیچ یکی از ازین گروه های ائتلافی رأی کافی برا تشکیل دولت نیاورند در آن صورت برنامه های این ائتلافها برای تشکیل یک دولت ائتلافی با رقباء چه ها اند؛ و آیا چنین قابلیتی در آن ائتلافها وجود دارد؟

 خصوصا وقتی خیلی از برنامه های عمده ی سیاسی این ائتلافها در تضاد باهم قرار دارند. به عنوان مثال « تغییر نظام » از ریاستی به پارلمانی، نحوه ی مبارزه با دحشت افگنی، مسئله ی خط دیورند ؟

پرسشِ نگرانی برانگیز دیگری که در اینجا مطرح است، سنّت انحصار قدرت میراثی در این کشور است.

فرض را بر این بگذاریم که (بنا بردلایل مختلف از جمله امنیت) ائتلاف انتخاباتی که از سوی احزاب عمدتا غیر پشتون به رهبری داکتر عبدالله، یا احمد ضیا مسعود ایجاد شده برنده ی انتخابات در سال 2014 شدند؛ آیا در آنصورت قابلیت شیکبایی و تحمل این تراژِدی تاریخی (انحصارزدایی قدرت) برخی از قدرتمندان پشتون تبار چگونه ارزیابی میشود؟ منظور من کسانیست که تا کنون از آدرس قوم بزرگ پشتون تا کنون صاحب قدرت میراثی بوده اند و از نسلی به نسلی دیگر موارثت کرده اند ؟ آیا آنها به سادگی و بدون درد سر قدرت را انتقال خواهند داد ؟

آیا در صورت برنده شدن ائتلاف « جلالی و خلیلزاد» که قضیه برعکس است، احزاب سیاسی دیگر هم به عنوان یک حزب و " نماینده ی " نمادین کُّل یا بخشی از یک قوم و هم به عنوان عضو ائتلاف انتخاباتی، چنین پیروزی را به راحتی بپذیرند ؟

افغانستان از معدود کشورهای جهان است که تا کنون انتقال قدرت را بصورت دموکراتیک و بدون اعمال خشونت در تاریخ خود تجربه نکرده است. تاکنون شاهان و زمامداران این سرزمین که عمدتت از نگاه تباری مربوط به یک قوم بوده اند نیزانتقال قدرت از قبیله ی به قبیله ی دیگرصرف با اعمال خشونت و کودتا صورت گرفته است. به همین سبب انتقال قدرت در سال آینده کمی پرسش بر انگیز به نظر میرسد.

نوت!!!

خواهشمندم از مطرح کردن مسائل قومی و تعمیم گرایی بپرهیزید، آنچه را خواندید یک نظر کلی و شخصی من در مورد اوضاع سیاسی کشور است، گناه یک گروه یا یک قدرتمند سیاسی را به یک قوم ربط ندهید.من فکرمیکنم اگر وضعیت سیاسی افغانستان هیچ وقت رضایت بخش نبوده؛ به خاطر پشتون بودن رهبران نیست بلکه بخاطر چگونه اندیشیدن این افراد است. به عنوان نمونه ما حکومتهای کوتاه مدت غیر پشتونی را هم تجربه کرده ایم زیاد توفیری نداشته.

بنا بر این بهتر است به نقد افراد بپردازیم تا به نقد یک قوم. اینگونه مشکل حل خواهد شد

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بازل نیکوبین
نویسندگان

جستجو


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :