تبلیغات
پرگـــــــار - تداوم راه بعد از خروج نیروهای بین المللی در سال 2014
 
پرگـــــــار
موفقیت در انتهای راه نیست بلکه در ادامه ی راه است

خروج نیروهای خارجی به گمان برخی از تحلیلگران غربی مبتنی بر این فرضیه است؛ آنچه که طالبان و گروه های مسلح مخالف دولت همواره تأکید ورزیده اند خروج نیروهای خارجی از افغانستان بوده است و در عین حال نفوذ رو به رشد گروه تندرو طالبان و بقیه اسلامیست ها در افغانستان بر این باور نیرو میبخشد که جامعه ی افغانستان هنوز از ساختار و استعداد سنتی برخوردار است. دموکراسی به شکل غربی، حقوق شهروندی، تساوی حقوق میان زن و مرد و جامعه ی مدنی بر قابلیت این جامعه سنگینی میکند. به همین سبب بهترین گزینه برای برون رفت از این بحران را خروج نیروهای مسلح خارجی از افغانستان میدانند. زیرا در یک جامعه ی با چنین خصیصه ها وجود نیروهای خارجی به منظور مبارزه با دهشت افکنی و بنیاد گرایی مذهبی و ترویج دموکراسی نتیجه ی معکوس خواهد داشت همانگونه که حضور نیروهای شوروی در دهه ی هفتاد سبب رشد بنیاد گرایی مذهبی در منطقه شد.

آمریکا نیز بخاطر ترس از بدتر شدن اوضاع و تکرار تجربه ی تلخ شوروی ها پروسه ی خروج نیروهای خارجی را سرعت بیشتر میبخشد تا فعالیتهای نظامی اش را از سطح کشوری به قرارگاه های نظامی اش که از دولت افغانستان امضا گرفته محدود کند و به کارهای مهم تر بپردازد

اشاره

نوشته ی که در ذیل میاید حدود یک ماه پیش در روزنامه ی <کلاسّهِ کامپِن> انتشار یافت. این روزنامه ی چپ گرا در اغلب موارد بیشتر از روزنامه های دیگر مسائل فرا ملّی بویژه مسائل خارجی که دولت نروژ در آن سهیم هست را به بحث و تبادل نظر میگیرد. بحث اخیرش را این روزنامه به مسئله ی خروج نیروهای بین المللی از افغانستان در سال 2014 اختصاص داده است.

وقتی حرف از 2014 در میان است، فکری نیست که نگران نشود و ذهنی نیست که مغشوش نشود هر کسی که به هر نحوی پیوند با افغانستان و جامعه ی افغانستان دارد از شنیدن این تاریخ دچار تزلزل فکری و نگرانی میشود. اما در محیط سیاسی، هر کس سعی میکند که از این بیم و نگرانی مردم استفاده ی سیاسی نماید، اذهان و افکار عامه را به سمت دلخواه خودش سوق دهد. در محیط روشنفکری و فضای مجازی هم تا کنون تحلیلهای گوناگونی در مورد 2014 ارایه شده که بیشتر برخواسته  از برداشتهای شخصی و گمانه زنی های سیاسی نویسنده بوده. اما تاکنون شاید هیچ تحلیل هوشمندانه، موشکافانه و در عین حال فراگیر در مورد پیامد خروج نیروهای خارجی از افغانستان و سرنوشت دموکراسی و جامعه ی مدنی ارایه نشده و به همین دلیل نگرانی های ناشی از این تاریخ سرنوشت ساز هر از گاهی افکار عامه را مغشوش و نگران میکند

آنچه که از این بحث و دیدگاه های صاحب نظران " غیر افغانی "  در این میزگرد می برآید، پیچیدگی مسئله ی قدرت و سیاست در افغانستان است. جامعه ی افغانستان یک جامعه ی چند قومی، چند زبانی، چند مذهبی و چند فرهنگی میباشد که تنوع در هرگوشه و کنارش به سادگی قابل مشاهده است و شاید این یکی از دلایلی بوده که تا کنون پروسه ی ملی سازی و ایجاد دولت مقتدر مرکزی ملی را با مشکلاتی روبرو ساخته و مناقشات چند لایه یی را در حوزه ی سیاسی و اجتماعی به بار آورده.

"افغانستان امروز تبدیل به لاشه ی شده که نه تنها سبب اختلاف و کشمکش میان درنده های گرسنه ی بیرونی شده بلکه کرمهای که از درون تجزیه اش میکنند نیز از اتفاق عمل برخوردار نیستند"

خروج نیروهای خارجی به گمان برخی از تحلیلگران غربی مبتنی بر این فرضیه است؛ آنچه که طالبان و گروه های مسلح مخالف دولت همواره تأکید ورزیده اند خروج نیروهای خارجی از افغانستان بوده است و در عین حال نفوذ رو به رشد گروه تندرو طالبان و بقیه اسلامیست ها در افغانستان بر این باور نیرو میبخشد که جامعه ی افغانستان هنوز از ساختار و استعداد سنتی برخوردار است. دموکراسی به شکل غربی، حقوق شهروندی، تساوی حقوق میان زن و مرد و جامعه ی مدنی بر قابلیت این جامعه سنگینی میکند. به همین سبب بهترین گزینه برای برون رفت از این بحران را خروج نیروهای مسلح خارجی از افغانستان میدانند. زیرا در یک جامعه ی با چنین خصیصه ها وجود نیروهای خارجی به منظور مبارزه با دهشت افکنی و بنیاد گرایی مذهبی و ترویج دموکراسی نتیجه ی معکوس خواهد داشت همانگونه که حضور نیروهای شوروی در دهه ی هفتاد سبب رشد بنیاد گرایی مذهبی در منطقه شد.

آمریکا نیز بخاطر ترس از بدتر شدن اوضاع و تکرار تجربه ی تلخ شوروی ها پروسه ی خروج نیروهای خارجی را سرعت بیشتر میبخشد تا فعالیتهای نظامی اش را از سطح کشوری به قرارگاه های نظامی اش که از دولت افغانستان امضا گرفته محدود کند و به کارهای مهم تر بپردازد.

 وضعیت نا به سامان امنیتی، کشمکش سیاسی، فساد اداری، انفجار و انتحار و کشت خشخاش به همین میزان یا کمتر از این برای همیشه باقی خواهد ماند و به  قول آقای ایولریکسن که "در آینده ها تبدیل به یک امر عادی خواهد شد". حکومت نیم بند فعلی تا زمانی که آمریکا در افغانستان حضور دارد سقوط نخواهد کرد، البته تعویض هر نوع حکومت دیگر با همین خصوصیات یعنی که تأمین کننده ی منافع آمریکا در افغانستان باشد دور از امکان نیست ولو اینکه طالبان و حزب اسلامی باشد.


مترجم

_______________________________________________________________________________

تداوم راه بعد از 2014

نامطمئن : آیا بعد از خروج نیروهای ناتو، افغانستان به صلح و توسعه دست خواهد یافت ؟

 آیا برنامه ی مشخص برای ده سال بعدی وجود دارد ؟

روزنامه کلاسه کامپِن این پرسش ها را با سه تن از کارشناسان برجسته در میان گذاشته است

افغانستان در طول چهار دهه ی اخیر شاهد تحولات سیاسی گوناگونی بوده، این تحولات تاکنون شش بار تغییر پرچم، سرود ملّی و جابجایی حکومتی در کابل را نیز به همراه داشته است. اما آنچه که ذهن خیلی ها را بخود معطوف ساخته نگرانی از یک تغییر پرچم و سرود ملی دیگر برای بار هفتم است که ممکن است بعد از خروج نیروهای خارجی از افغانستان اتفاق بیافتد.

از زمان تهاجم نظامی ایالات متحده ی آمریکا در سال 2002 در افغانستان، عده ی زیادی از افغانها ثروتمند شدند  و شمار زیاد از اطفال به آموزش و پرورش دست یافتند اما وعده های توسعه و مبارزه با فقر آن طوری که باید، تحقق نیافت. اما مسئله ی میراث باقی مانده از این ده سال حضور نیروهای خارجی در افغانستان، ممکن است در سال 2014 حل و فصل نشود و ممکن است به سالهای بعدی که برای آینده ی افغانستان سرنوشت ساز هست موکول گردد.

ناآرامی

روز پنجشنبه در یک زد و خورد مسلحانه بین نیروهای امنیتی و شورشیان مسلح هشت نفر کشته شدند، نیروهای دولتی ادعا کردند که آنها این عملیات را برای جلوگیری از حملات انتحاری به راه انداخته بودند. مقامات امنیتی میگویند این عملیات در پاسخ به حملات طالبان در ماه آوریل بر سفارتخانه ها و دفاتر خارجیها در مرکز شهرکابل راه اندازی شده بود. تنها در ماه جون صدبار حمله از طرف طالبان صورت گرفته که بعضی انجام شده و بعضی قبل از انجام توسط نیروهای امنیتی خنثا گردیده اند. همچنین در سال اخیر پیوستن نیروهای پلیس و اردو به طالبان افزایش چشم گیری داشته. شکننده گی ثبات سیاسی نیز به صورت واضح محسوس است. آقای عمر زاخیلوال وزیر مالیه و یکی از محبوبترین عناصر غربیها در دولت کرزی تحت پیگرد قانونی دستگاه های عدلی و قضایی قرار دارد، آقای زاخیلوال مظنون به اختلاس از دارایی های همگانی است واریز شدن یک میلیون دلار به حساب بانکی اش بین سالهای 2007-2011 باعث بر انگیختن شک و تردید در میان نهادهای دولتی گردیده است.

آمیزه و تشکل درگیریها

استوله ایولریکسن کارشناس در امور افغانستان بر این باور است که ادامه ی حملات و اتفاقهای کوچک این چنینی در آینده ها تبدیل به یک امر عادی خواهد شد. افغانستان آمیزه ی هست از هزاران نوع مناقشه های مختلف با ابعاد قومی که در این سرزمین سابقه ی طولانی داشته اما بعد از تهاجم نظامی ایالات متحده در سال 2002 توازن در این آمیزه بهم خورده، به این معنا که بعضی در این کارزار نیرومند تر شده و بعضی ضعیف تر، البته این مسئله را از قلم نباید انداخت که بعضی از کشورهای همسایه ی افغانستان از آب گِل آلود افغانستان در پی صید ماهی هستند، چیزی که باعث بدتر شدن اوضاع در افغانستان خواهد شد.

آقای اولریکسِن مشخصا از پاکستان نام میبرد و میگوید: این کشور از طریق دستگاه استخبارات نظامی این کشور (آی اس آی ) سابقه ی طولانی در حمایت از گروه طالبان و شبکه جلال الدین حقانی دارد. ایران و بعضی از کشورهای عربی نیز سهم خود در حمایت از گروه های مورد علاقه خود داشته اند، در ضمن اینکه غرب نیز از درگیریهای داخلی به عنوان برگ برنده برای مبارزه با طالبان استفاده کرده است.

تا زمانی که آمریکا بنا بر توافقنامه ی استراتیژیک که بین این دو کشور امضاء شده در افغانستان باقی بماند احتمال برای سرنگونی رژیم فعلی دور از گمان بنظر میرسد

آقای اِریک رامیریز منشی عمومی در (افغان کمیته) نیز همسو با آقای ایولریکسن میگوید وجود آمریکا در افغانستان برای آینده ی این کشور تعیین کننده است، تا زمانی که ایالات متحده در افغانستان حضور داشته باشد افغانستان به همین وضعیت یا بهتر از این باقی خواهد ماند

قبل از امضای معاهده ی کمکهای نظامی و حمایتهای مالی امسال خیلی از منابع انسانی (افراد مسلکی ) بارشان را برای فرار و ترک افغانستان بسته بودند، اما تعهد به کمک بیست میلیارد دالری جامعه ی جهانی طی چهار سال آینده در نشست جولای توکیو و تأکید بر حفظ امنیت و جلوگیری از ورود طالبان به کابل آینده را برای ابقاء سرمایه گذاران و افراد مسلکی تضمین کرد.

ضرورت حضور پاکستان

قندیل صدیق پژوهشگر در مرکز تحلیلهای استراتیژیک بین الملل (سی سا ) درگزارش سالانه ی سال 2011 این مرکز مینویسد: حضور پاکستان در گفتمان های سیاسی و برنامه ریزی آینده افغانستان نباید نادیده گرفته شود. بعد از حملات مکرر بمب افگن های بدون سرنشین ایالات متحده در مناطق هم مرز با افغانستان که منجر به کشته شدن نظامیان پاکستان شد پاکستان به رسم اعتراض از شرکت در جلسات و کنفرانسهای اخیر در مورد افغانستان ابا ورزید و به نحوی تحریم کرد و تنش میان پاکستان و ایالات متحده بالا گرفت.

هدف پاکستان در ابتدا داشتن نفوذ در دولت کابل از طریق ایفای نقش میانجی با پشتونها و طالبان است، جلوگیری از نفوذ هند در افغانستان نیز یکی دیگر از اهداف عمده ی پاکستان هست. به همین دلیل حمایت دستگاه استخباراتی (آی اس آی) از شورشیان مسلح در طول دهه های اخیر ادامه داشته. به همین خاطر خانم صدیق پاکستان را قربانی مشکلات با طالبان نمیداند. به باور خانم صدیق مشکلات در افغانستان بیشتر ناشی از جنگ پاکستان بر سر قدرت با هند است، وگرنه تعاملات تجاری بین افغانستان و پاکستان سابقه طولانی داشته و پاکستان در کنار بقیه کشورها در سرمایه گذاری در افغانستان سهم مساوی دارد.

کشور غنی

امنیت و ثبات نقش تعیین کننده و مهم در جذب سرمایه گذاران خارجی و بی نیازی اقتصادی افغانستان از کمکهای جهانی دارد، افغانستان دارای معادن بزرگ و دست نخورده ی مس و آهن هست که نیاز اشد به دسترسی پایدار به امنیت و نیروی کار دارد، در ضمن اینکه ایجاد سهولت جهت  استخراج و انتقال محصول نیز از نیازهای عمده ای افغانستان بشمار می آید.

 آقای ایولریکسن میگوید: برای استخراج معادن مس و آهن، افغانستان نیاز به  نیرو احداث راه آهن دارد، که بازهم اهمیت و ضرورت امنیت و ثبات را در این امر نمیتوان از قلم انداخت. در کشورهای چون انگولا و سواحل آج که خشونت ها بیشتر بر سر منابع هستند، نیاز به ثبات کمتر احساس میشود. به همین خاطر ممالکی چون هند و چین که در صدر لیست برای استخراج معادن افغانستان قرار دارند میتوانند در روند ایجاد صلح و ثبات در این کشور نقش مهمی ایفا کنند.

-        اما پرسش اساسی این است، درآمدی که از طریق استخراج منابع و فروش فرآورده های طبیعی بدست میاید باعث تقویت و حکومت مرکزی  یا منجر به نیرومند شدن حاکمان محلی خواهد شد؟ بهتر آن است که این درآمدها برای رفع نیازهای مردم به مصرف برسد، اما سوالی دیگری که در اینجا مطرح است ابهام در روند بستن قرارداد هاست به عنوان مثال کشور چین تاحالا برای استخراج معادن با دولت افغانستان بطور مخفیانه قرار داد امضا کرده که هیچ کس از جزئیات توافقات در این قرارداد خبر ندارد و معلوم نیست که این قرارداد شامل چه شرایطی هست و کی ها ازاین معامله نفع میبرند ؟

نیاز به پشتیبانی میلیارد دالری

بانک جهانی، نیاز به حمایت مالی دولت افغانستان در سال را 4 میلیارد دالر تخمین زده است، تاکنون بیشترین قسمتی از این مبلغ را ایالات متحده و کشورهای سهیم در تحولات ده سال اخیر در افغانستان پرداخته است. از بعد مثبت در راستای رشد و توسعه میتوان به تغییر در زمینه های ذیل اشاره کرد:  دسترسی 18% درصد مردم افغانستان به نیروی برق، دسترسیِ 60% مردم به کلینیکهای صحی با فاصله کمتر از یک ساعت را با محل زندگی شان و چهل درصد از اطفال مکتبی را دختران تشکیل میدهد، اما همزمان نباید فراموش کرد که بخش بزرگ از مردم هنوز زیر خط فقر زندگی میکنند و 40 درصد تمام مردانی که توان کار دارند بیکارند و تعداد زیادی هم از بیکار تن به سربازی برای طالبان میدهند که حقوق 10 دالری در روز از طالبان را غنمیت میشمارند

به باور افغانستان کمیته، کار کردن با پرسشهای اجتماعی از اهمیت ویژه ی به عنوان پل رابط دارد، هم در ارتباط با مسئله تساوی حقوق و هم در مبارزه با طالبان. به عنوان مثال مسئله ی سلامت خانواده، مسئولیت مشترک مردان و زنان محسوب میشود که فرصتی خوبی برای گفتگو در مورد وضعیت زنان در جامعه است. آقای رامیرِز فیرّیرو رئیس افغان کمیته همچنین می افزاید : ما آرزو داشتیم کلینیکهای صحی بیشتری با ارایه ی خدمات رایگان در مناطق مختلف ایجاد میکردیم، زیرا سلامت مادران هنوز به عنوان یک مشکل بزرگ به شمار میرود.

آقای ایولریکسین نیز در مورد آینده ی افغانستان تردید دارد و میگوید : هنوز موانعی زیادی فرا راه افغانستان قرار دارد و افغانستان با ثبات و توسعه هنوز فاصله ی زیادی دارد.

 این نوشته به تاریخ 19.09.2012 در سایت خبری کابل پرس به نشر رسید






نوع مطلب :
برچسب ها :


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بازل نیکوبین
نویسندگان

جستجو


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :